هَله خیزید

هَله خیزید
که تا مست و خوشی دست زنیم

وین خیالِ غَم و غَم را
همه در گور کنیم

هَله من مطربِ عشقم
دگران مطرب زَر

دَفِ من دفترِ عشق و
دَفِ ایشانْ دَفِ تَر
دیدگاه ها (۱)

آفتاب خانه زادِ چشم هاى توستصبح با تو رنگِ نور می زند به روز...

هر کس کہ غریب استخریدار نداردسرڪَشتہ و تنهاستدڪَر یار نداردد...

ڪاش میشد آدمے، گاهے ...فقط گاهےبہ اندازه نیاز بمیرد بعد بلند...

دلتنگم و دیدار تو درمان منستبیرنگ رخت زمانه زندان منستبر هیچ...

my ex p.89از زبان ا.ت.........اونجا بود که ما فهمیدیم داریم ...

____[Stirring Ashes]____

گل سرنوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط