عاشق پیانو بود

عاشق پیانو بود
ولی هیچوقت نتونست یادبگیره
میگفت دوست دارم تو واسم بزنی
میزدم
هر روز
یک ساعت تمام
میومد کنارم
سرشو میزاشت رو شونم
تموم که میشد میدیدم خوابش برده
و من عاشق اون لحظه بودم که باید بغلش میکردم و میبردمش رو تخت
همیشه بوی گل میداد
بهش میگفتم خانوم گلی
یه روز گلم پژمرد
چشاش دیگه باز نشد
بعد اون من موندم و پیانو قطره های خونی که نذاشت چشام باز بشه.
میم.ح
#چرت_اندر_چرت
دیدگاه ها (۶)

دریاچه قو پارت۳۷-ات-رفتیم تا ادامه مراسم رو داخل قصر از سر ب...

شب التیام.

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۲ *رویا*اون خیلی جذابه ؟ اره خیل...

پارت ۲۱

My lovely neighbor part : 78

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

سناریو مایکی{ جنگل چشمات }پارت چهارمبشقاب به زور به هپن رسون...

آخرین دعا 8

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[۲۶][ویو ا/ت ]از شدت درد و خفگی بیدار شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط