دیدار با شوالیه ماه

دیدار با شوالیه ماه
بخش چهل‌وششم
شدو🖤
خب وقتی که سونیک رفت، میتونستم بفهمم یه چیزی ذهنش رو درگیر کرده بود. حتما به خاطر حرفیه که گفتم از اینکه من‌ نمیتونم خونه‌م رها کنم و یه زندگی رو توی شهر شروع کنم.
لینا: چطوری شدو!! میبینم بهتر شدی.
_ آره بهتر شدم واقعا از بانو گنسیس متشکرم که منو خوب کرد باید ازش تشکر کنم...
لینا: ممممم... من این قیافه رو میشناسم شدو... چیزی ذهنت رو درگیر کرده؟؟
_ خب آره راستش سونیک بهم گفت که بعد از این چی میشه؟...دیگه نمیتونیم همرو ببینیم یا بتونیم پیش هم باشیم.
لینا: خبببب تو چی گفتی؟؟ صبر کن...این یعنی که تو از جنگل بری!!
_ آاااره شاید....ولی گفتم که من عاشق زندگی توی شهرم اما خونه‌ی اصلی من جنگله و فکر کنم دوری ازش یکم واسم سخت باشه.
لینا: خب راستش منطقیه...با شناختی که از تو دارم اما شدو تو در هر حالتم نمیتونی از جنگل بری.
_ برای چی؟؟
لینا: برای اینکه تو یکی از موجودات جنگل محسوب میشی و یک موجود جنگلی عملا نمیتونه کاملا از جنگل بره.
_ من چرا اینارو نمیدونستم...
لینا: خب بانو گنسیس و ما هیچوقت فکر نمی‌کردیم اینطوری بشه. ولی یکی مثل سونیک میتونه اینجا زندگی کنه.
_ که اینطور پس...ممنون که اینو بهم گفتی لینا.
لینا: خواهش میکنم، و زیادم نگرانش نباش همه چی درست میشه، واسه جشن زمستون که میای؟
_ آره میام سونیک دوست داره که دوباره این جشنواره ببینه.
لینا: پس تا روز جشن فعلا شدو.
_ فعلا.
___________________
سونیک💙
خب بالاخره شیفت کاریم تموم شد و داشتم برمیگشتم که سیلور رو دیدم.
_ آهای سیلور چطوری؟!
سیلور: سونیک! چطوری...راستی شدو کجاست بهتره؟
_ آره برگشته جنگل و قدرت‌هاشم پس گرفته.
سیلور: واقعا!! این عالیه. خوشحالم که بهتر شده هی واسه کریسمس قراره چیکار کنی؟
_ ای وای!! به کلی یادم رفته بود...شدوهم منو به یه جشن دیگه دعوت کرده و منم میخواستم اونو به جشن کریسمس دعوت کردم.
سیلور: اووو...بد شد که ولی هنوز دیر نشده میتونی بهش بگی.
_ آره راست میگی هنوزم دیر نشده...باید برم یه سری وسیله بگیرم‌ فردا، واسه جشن و هم اینکه فردا یا امشب برم پیشش که تنها نباشه.
سیلور: باشه سونیک، اگه به کمکم احتیاج داشتی حتما بگو.
دیدگاه ها (۱۲)

زندگی پر بحث سه دوست(معمولا نیمه خون آشام) پارت ۱۷

رومان قطره قرمز (پارت اول)

ببخشید دیر شد قول میدم فعلا فقط پارت بدم💗دردسر های سه روزه (...

🖤عشق تکرار نشدنی🩵من: خوب بچه ها قراره تو این قسمت بریم جشن ا...

دلتنگ یک رفیق پارت ؟🗿🗿🗿🗿🗿سونیک : شدو تو دیگه نمیجنگی !!!!! ش...

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط