تو دل خوشی زینبی حرف از جدایا نزن

تو دل خوشی زینبی حرف از جدایا نزن
آنیش به قلب خسته ماکربلایا نزن
داره روزای بودنم کنار تو سر میرسه
به گوش جانم ناله غریب مادر میرسه
حالا که هستی پیش من
کاشکی اصن فردا نشه
امشب شهادت نامه خواهر چرا امضا نشه
امشب آقا
صبوری میخای از من
چه جوری میخوای از من
ببینم بی سر میشی
من هم دارم به خودم میگم زینب
بگمونم فردا شب بدون معجر میشی
دیدگاه ها (۲۰)

برگرد اگه دستای زینب و بسته نمی خوایبرگرد اگه پای رقیه رو خس...

شباوقتی ک بیداری,خداهم با تو بیدارهتاوقتی ک نخوابی تو,ازت چش...

دلم گرفته کسی هست حرف بزنیم؟

بارون بارون چشمای گریوناین شبا گریه عادتم شدهتوی روی...

شبا شبای عزیزیههمه التماسِ دعا دارنهمه دلشون گیره آرزو دارنا...

در خیـــــــــمه ها صدای خدایا بلند شدزینب برای پرسش آیا؛ بل...

کلـافم با حرارت بدنم ، به تو میدم علامت // همه کارامو گذاشتم...

فیکشن چانیول پارت ۱۵

فیکشن چانیول پارت ۱۵

بحر طویل-ضربت خوردن و بستر شهادت  سحر بود و غم و...

بحر طویل-ضربت خوردن و بستر شهادت سحر بود و غم و...

امشب . یعنی شب عاشورایه درد بزرگ تو دل هممونه. یه غم . یه عز...

سحر بود و غم و دردسحر بود و صدای نفس خسته ی یک مردکه آرام در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط