مثل دیدن یه دوست عزیز قدیمی بعد از چند سال بی خبری ت

مثلِ دیدنِ یه دوستِ عزیزِ قدیمی، بعد از چند سال بی خبری تو ایستگاهِ متـرو...
مثلِ بویِ گـردنِ یه نوزادِ سه ماهه...
ترشیِ گوجه سبزایِ اولِ بهار که جون میـده به روحِ آدم...
مثلِ دراز کشیدن رو تختت با لباسِ مدرسه وقتی حسابی خسته ای و کـوفته...
مثلِ آغوشِ گـرمِ خانجـون و صدای بوسه های محکم و آبدارش از سر و صورتت....
مثلِ پاس کـردنِ سخت ترینِ درس ها با نمـره یِ بالا
مثلِ همه حس هایِ خـوبِ دنیا
شیریـنه،
قشنگـه دوست داشتنت
بــودنت...
دیدگاه ها (۷۲)

تمام ذهنم را جمع میکنم تمام خاطرات و تمام گذشته و حتی فکرهای...

تمام شد ، رگ دوست داشتنت را زدم، عاشقی ام بند آمد، دارم به ر...

‍ ‍رژ قرمز می زد لباس کوتاه می پوشیدموهایش را می بافت تا دم...

شاید اگر بودی حالا شنیدن ترانه ها طعم دیگری داشت شاید دوباره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط