من خدایم اینجاست

من خدایم اینجاست
پشت این وسوسه ی تنهائی
در خم کوچه ی
بن بست ترین رسوائی
در نگاه خیس از بغض نسیم
در شبی تاریک تر
از ترس و بیم
من خدایم اینجاست
در عمیق ِ گلدان گلی
در نفس های همین شمدانی
که بکامش رویید
یک گُل ِ نورانی
من خدایم اینجاست
پشت این آگاهی
که شعورش بی سقف
در غمی زندانی
غم آن کودک کار
غُصه ی مادرِ بیمار
ماه و خورشید و فلک هم در کار...
من خدایم اینجاست
در دل تنهائی................
#شهزاد
دیدگاه ها (۳)

دلم تو را میخواهد نه برای رسیدن به آغوشت فقط جرعه ای ازآ...

دلتنگ توام جانا هردم که روم جاییبا خود به سفر بردمیاد تو و ت...

عشق همان فرصت زیبا شدن است درد این است که دلداده شوی مسلخ ب...

عشق آن لحظه ی ویران شدن است وقت تنهای پریشان شدن است عشق آن...

پارت ۲۷ساسکه دراز کشید روی تخت، بدنش کمی از فشار به تشک فنری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط