‫آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز،

‫آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز،



"دلم"


بند کفش هایش را نبسته بود!



با همان حال، تمام دشت را دویدم تا به تو برسم؛



که مبادا پیش از من "ناز نگاهت" خریدار پیدا کند



آخر شنیدم که کسی میگفت:



شقایقها هم عاشق میشوند...!!!
دیدگاه ها (۴)

بر لب شن های ساحلی ، هماهنگ با تلاطم دریا ...رها می شوم در آ...

دارم فکر می کنم چقدر خوب می شد ... نزدیک صورتم نفس می کشیدی ...

خستگی و حوصله نداشتن که به معنای دوست نداشتن نیست. آدمها حق...

روزی...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط