من برای شما نامه‌ای نوشتم ولی شهرم کبوتر نداشت.

من برای شما نامه‌ای نوشتم ولی شهرم کبوتر نداشت.
#چشم‌هایم خیس‌خیس خوابشان برد.
شما بودید،
خود خودتان!
با یک عالمه آهو دور تا دورتان!
نامه را گرفتید،
#لبخند زدید و صبح وقتی چشمانم بیدار شدند، دستهایم را دیگر ندیدند
من بال داشتم #سفیدِ سفید.
فقط نوشته بودم «کاش کبوترت بودم…».
یکروز برای رساندن یک نامه که بگوید چقدر #دوستت دارد.

┈┅❥🍃┈┅❥🍃

یا امام #رضا
حتما قرار #شاه و گدا هست یادتان ،
همان شب که زدم دل به نامتان ،
#مشهد ، حرم ، ورودی باب #الجواد ،
آقا ، عجیب دلم گرفته برایتان…
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا
#یا_امام_رئوف
#شعار_حرم #کبوترحرم#پنجره_فولاد
#مشهد#سلام_آقا
دیدگاه ها (۶)

وقتی ذهنت فرو می‌ریزد تا خودت دوباره برخیزی!گاهی ویرانیِ درو...

زندگی را هر روز ورق میزنم هر بار زیر یک سطرش خط می کشم...گاه...

بیاخیال ڪنیمدستانِمان‌بینِ‌#ضریحگره‌خورده‌اندبیاخیال‌ڪنیمڪفش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط