تصورکوکی

#تصور_کوکی

.
.
تصور کن :
یه روز میری فن ساین و ردیف اول میشینی و از وقتی که میشینی کوکی چشم به تو دوخته و لباسی که تنته چون اسمش جونگکوک روش نوشته بود
بالاخره نوبتت شد و بلند شدی که بری کوکی آخرین نفر بود...
نفر قبلی کوکی تهیونگ بود مشغول حرف زدن با ته شده بودی که متوجه شدی کوکی غرق نگاه کردن توعه و آب دهنشو با صدا قورت میده و زیر لب چیزایی میگه
وقتی رسیدی بهش و نوبت کوکی شد بدون اینکه چیزی بگه البوم رو اروم ازت گرفت و لبخند سکسی طوری تحویلت داد و جفت البوم نوشت:این شمارمه امشب منتظرم باش ~_•
و بعد از اینکه بهت دادش پوزخند زد نوشته رو که خوندی چشات برق زد و لباتو وارد دهنت کردی و از خجالت اب شدی
سرتو پایین انداختی و کوکی همچنان بهت زل زده بود که سکوت بینتون رو شکست و گفت:وقتی خجالت میکشی خیلی کیوتی

نظر و لایک فراموش نشه😍❤
نویسندش خودمم☺❤
دیدگاه ها (۱۹)

ممنون 😍❤

ONLY MINE PART 33ا/ت . چرا ون بهم خون داده؟ سه جین. چون وقتی...

میان دو نگاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط