روحم آزرده مرا وسوسه بیهوده مکن

روحم آزرده مرا وسوسه بیهوده مکن

روحم آزرده مرا وسوسه بیهوده مکن

دگر این لحظه تن پاک من آلوده مکن

یاریم کن که رود از یادم غم دیرینه­ی این خاطره­ها

شوق پرواز سراپای مرا می­کشد تا پس این پنجره­ها

پیش رویم بگشا پنجره­ای تا از آن پنجره پرواز کنم

روحم از قید تن آسوده شود هستی دیگری آغاز کنم

 

آسمون ابراتو بردار و برو

دیگه تنها من و بگذار و برو

آسمون اخماتو وا کن آبی شو

آسمون آفتابی شو ، آفتابی شو

 

آسمون غرق به خونِ دل من

آسمون دشتِ جنونِ دل من

تک و تنها توی دنیای بزرگ

آسمون بی همزبونِ دل من

آسمون مرده دیگه مهر و وفا

عزم ما پر شده از رنگ و ریا

نه محبت میشه پیدا نه صفا

آسمون قهره دیگه از ما خدا

آسمون کاشکی که می­شد بپرم

تو دل آبی تو خونه کنم

کاشکی میشد مثال ابرای تو

زار زار گریه­ی مستونه کنم

 

آسمون غرق به خونِ دل من

آسمون دشتِ جنونِ دل من

تک و تنها توی دنیای بزرگ

آسمون بی همزبونِ دل من

 

شوق پرواز سراپای مرا می­کشد تا پس این پنجره­ها

پیش رویم بگشا پنجره ای تا از آن پنجره پرواز کنم

روحم از قید تن آسوده شود هستی دیگری آغاز کنم
دیدگاه ها (۴)

ﺩﻟـﻢ "ﺑﻬــﺎﻧﻪ ﯼ " ﺗـــﻮ " ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ !ﺗــــﻮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧــﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﭼﯿ...

روحم مرا آزرده مرا وسوسه، بیهوده مکندگر این لحظه تن پاک من، ...

روحم آزرده مرا وسوسه بیهوده مکندگر این لحظه تن پاک من آلوده ...

روحم آزرده مرا وسوسه بیهوده مکندگر این لحظه تن پاک من آلوده ...

روحم آزرده مرا وسوسه بیهوده مکن

پیش رویم بگشا پنجره ای تا از آن پنجره پرواز کنمروحم از قید ت...

آسمون ابراتو بردار و برو ... دیگه تنها من بگذار و برو آسمون ...

آسمان چاپشلو↑زادگاهمآسمون ابراتو بردار و برودیگه تنها منو بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط