‏بچه بودم یکی از آشناهامون عید دیدنی اومده بود خونه مون ا

‏بچه بودم یکی از آشناهامون عید دیدنی اومده بود خونه مون از بابام پرسید این پسرتونه؟


بابام گفت غلامتونه، اونم یه ۲۰۰تومنی بهم داد بعد بابام گفت نوکرتونه، دست بوسه، کوچیکتونه





یعنی بخاطر ۲۰۰تومن کلا شخصیتم زیر سؤال برد☹ ️
😂 😂 😂
دیدگاه ها (۲)

ﺯﻧﻬﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻨﺪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﻨﺪ 👗 ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺗﺮﻧﺪ ...

ادبیات خانمها هنگام زمین خوردن آقایان 😕 دوران نامزدی : الهی ...

یه بار یکی از این شرکت هرمیا اومد گفت اون سانتافه رو میبینی؟...

🔺 بالاخره فهمیدم سروش مخفف چیه!‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

Change in time / p.12

حسم به تو....فصل2p13:ارشام: هاه؟! نه نه نه فکرشم نکندامیان: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط