می روم..

می روم..
آرام و آهسته..
ک هیچکس باخبر از رفتنم نشود
و هیچ کاسه ی آبی
از پس قدم هایم ب زمین نریزد..
می روم..
نمیدانم ب کجا؟
می روم تا طعم بودن در جای دیگر بچشم
شاید هم از پی یک گمشده..
یک دوست
یک جامانده از قبرستان خاطراتی مرده،بروم..
می روم
و می روم
و از هر رهگذری ک ببینم
سراغ
مامن گل سرخ را میگیرم
و اگر اورا بیابم
و اگر او را ببینم
از او خواهم خواست:
از پس آن پرده ک تو از اسرارش میدانی
و من نمیدانم
تو انتهایش رامیبینی و من نمیبینم
معجزه ای بیاور
وراه پیوسته ی امیدهای نامتناهی را
ب من نشان بده
تا خانه ی گمشده ام
خانه ی دوست را بیابم..
دیدگاه ها (۱)

قسمت دهم+مثل اینکه به هم حرف هایی زده ایدکه......من درست نمی...

قسمت دهم+مثل اینکه به هم حرف هایی زده ایدکه......من درست نمی...

بعد از چند ترم باهم مدرک لیسانس را میگیریم.من به سربازی میرو...

《کی عاشقت شدم》💜

❣️🍂... شایدنتوانم بیانش کنم اما #دوستت_دارم ان چنان عاشق #تـ...

ای عشق! چه در شرح تو جز عشق

تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 لایکـــــــــ♥فالویادتون ن...

سلام عزیزای دل لطفا لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌...

سلام عزیزای دل لطفا لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط