چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو

چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو
غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی
نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو
هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش
که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو
رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم
هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو
روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاریست
که بر طرف سمن زارش همی‌گردد چمان ابرو
دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی
که این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابرو
تو کافردل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم
که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری
به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو
دیدگاه ها (۴)

نترس امپوله خوب از سرما خوردگی که بهتره

(شبتان خوش )..................................کوهو میذارم رو...

روز ها یکی پس از دیگری به خاطرات تبدیل می شن .... حتی همین ا...

شبی که آوای نی تو شنیدمچو آهوی تشنه پی تو دویدمدوان دوان تا ...

مرا چشمیست خون افشان...

مرا چشمی است خون افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد ...

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد دی...

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو جهان بس فتنه خواهد د...

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد دی...

مرا چشمی‌ست خون‌افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد د...

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو جهان بس فتنه خواهد د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط