فدآی سرمآن که هر کس را آدم حساب کردیم خرد و خم
فَدآی سَرِمآن که هَر کَس را آدَم حِساب کَردیم، خُرد و خَمیرمآن کَرد و رَفت!
فَدآی سَرمآن که همه اِحسآسآتِمآن را گُذاشتیم بَرای کَسآنی که بَزَک دوزَکی بیش نبودَند!
گِله و شِکآیتی هَم ندآریم اَز کَسی، تَقصیر حَواس پَرت خودِمآن بود! بِه هر حال یِک روز بایَد سَرِمآن به سنگ میخورد بَرای یِک آغاز دوباره، تآ حالِ خوبمآن را پیدا کنیم، دو دَستی بِچَسبیم و وِلَش نَکُنیم...![=🌚 🌃
فَدآی سَرمآن که همه اِحسآسآتِمآن را گُذاشتیم بَرای کَسآنی که بَزَک دوزَکی بیش نبودَند!
گِله و شِکآیتی هَم ندآریم اَز کَسی، تَقصیر حَواس پَرت خودِمآن بود! بِه هر حال یِک روز بایَد سَرِمآن به سنگ میخورد بَرای یِک آغاز دوباره، تآ حالِ خوبمآن را پیدا کنیم، دو دَستی بِچَسبیم و وِلَش نَکُنیم...![=🌚 🌃
- ۱.۷k
- ۰۶ اسفند ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط