فدآی سرمآن که هر کس را آدم حساب کردیم خرد و خم

فَدآی سَرِمآن که هَر کَس را آدَم حِساب کَردیم، خُرد و خَمیرمآن کَرد و رَفت!
فَدآی سَرمآن که همه اِحسآسآتِمآن را گُذاشتیم بَرای کَسآنی که بَزَک دوزَکی بیش نبودَند!
گِله و شِکآیتی هَم ندآریم اَز کَسی، تَقصیر حَواس پَرت خودِمآن بود! بِه هر حال یِک روز بایَد سَرِمآن به سنگ میخورد بَرای یِک آغاز دوباره، تآ حالِ خوبمآن را پیدا کنیم، دو دَستی بِچَسبیم و وِلَش نَکُنیم...![=🌚 🌃
دیدگاه ها (۳۰)

-یِکی باید باشِه کِه وَقتی نِگاش میکُنی!نَه اینکِه غُصه هات ...

خُدآی مَن نیست در این نَزدیکی...!او آنقَدر بِه رَگ گَردَن شُ...

دارم اون آهنگه که میگه " اینقد بخند که ابرا ببارن. مقصد جایی...

مَسئله این است که ما دیوآنه نیستیم!کَمی به مُحبت نیآز داریم؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط