تو بگو چه کنم

تو بگو چه کنم
نمی دانم از فراق تو بنالم يا از غريبی خودم؟

نمی دانم تورا بخوانم که برگردی ياخودم را دعا کنم که بيايم؟

از اين بسوزم که نيستی يا از آن بنالم که چرا هستم؟

هيچ می گويی اسيری داشتی حالش چه شد؟
خسته ی من نيمه جانی داشت احوالش چه شد؟
دیدگاه ها (۶)

رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن ابتداي يك پريشاني است حرفش ...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سو...

دلم تنگ است... نميدانم ز تنهايي پناه آرم كدامين سو پريشا...

تأثیر چشم های تـو بیش از حد است ٬نیست؟ آنقدرها زیاده روی هـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط