پارت
پارت ۴
(دوستان نکته بومگیو و یونجون هر دو تو تصادف حافظشون رو از دست دادن برا همین هم دیگر رو نمیشناسن )
یکی از ازمایشگر ها تو بخش ساخت دارو
رئیس رئیس یه مشکلی داریم
یونجون : چیه ، چرا انقدر هول کردی چیکار کردی
ازمایشگر یکی از دستگاه هامون داره دارو هامون رو سمیش میکنه داریم تمام تلاشمون رو میکنیم و اگه دست نجونبونیم شرکت به فنا میره
یونجون سریع پاشد و دوید و گفت بدو اژیر قرمز رو بزن و اعلام کن که اوضاع خطریه و ساختمان رو تخلیه کنن و بعد خودش رو به سرعت رسوند و داشت تمام تلاشش رو میکرد
ویوی بومگیو
داشتم با لپتابم کار میکردم برای متن های جلسه ی دو روز بعد که یهو صدای اژیر اومد نمیدونم ولی یه حسی بهم گفت که فرار نکنم و برم ببینم چیشده و به سرعت رفتم بخش دارو سازی
اتمام ویو
بومگیو اوضاع رو دید و رئیس رو دید که دارخ تمام تلاشش رو میکنه ولی بی فایدس
بومگیو داد زد برید کنار من بلدم این موضوع رو حل خب اول چهار تا تون اینجا پیش من باشه سه تا تون بره به مردم کمک کنه دو تاتون بره سیستم ها رو چک کنه این جا هم با من و بومگیو شروع کرد به درست کردن دستگاه و فقط ۵ دقیقه وقت براش مونده بود و داشت سیم ها رو درست میکرد که تایمر رفت رو یک دقیقه ثانیه های اخر بود که بومگیو کارش رو تموم کرد و خطر رفع شد و بلاخره بعد اون همه زحمت و استرس پاهاش شل شد و یهو خورد زمین و یونجون گرفتش و بهش گفت افرین کارت عالی بود و بومگیو یه لبخند زد و بیهوش شد بغل یونجون
یونجوم دلش نیومد پرتش کنه اونور و به کارکنا دستور داد اینجا بخش دارو سازی رو مرتب و عین روز اولش کنن و بعد برن خونه
و یونجون خودش بومگیو رو گرفت و سوار ماشینش کرد و گاز داد به طرف خونه خودش
جلوی خونه بومگیو رو براید استایل بغل کرد و برد گذاشت رو تخت خودش و در اتاق رو بست و خودش رفت دوش گرفت و رو مبل خوابید
فردا صبح ویوی بومگیو
با سر درد بیدار شدم و دیدم که تو اتاق خودم نیستم از تخت اومدم پایین و در رو باز کردم دیدم رئیس داره صبحونه میزاره و کلی سوال اومده بود تو ذهنم
یونجون : سلام بچه دبیرستانی خوب خوابیدی رو تختم
بومگیو گفت
(دوستان نکته بومگیو و یونجون هر دو تو تصادف حافظشون رو از دست دادن برا همین هم دیگر رو نمیشناسن )
یکی از ازمایشگر ها تو بخش ساخت دارو
رئیس رئیس یه مشکلی داریم
یونجون : چیه ، چرا انقدر هول کردی چیکار کردی
ازمایشگر یکی از دستگاه هامون داره دارو هامون رو سمیش میکنه داریم تمام تلاشمون رو میکنیم و اگه دست نجونبونیم شرکت به فنا میره
یونجون سریع پاشد و دوید و گفت بدو اژیر قرمز رو بزن و اعلام کن که اوضاع خطریه و ساختمان رو تخلیه کنن و بعد خودش رو به سرعت رسوند و داشت تمام تلاشش رو میکرد
ویوی بومگیو
داشتم با لپتابم کار میکردم برای متن های جلسه ی دو روز بعد که یهو صدای اژیر اومد نمیدونم ولی یه حسی بهم گفت که فرار نکنم و برم ببینم چیشده و به سرعت رفتم بخش دارو سازی
اتمام ویو
بومگیو اوضاع رو دید و رئیس رو دید که دارخ تمام تلاشش رو میکنه ولی بی فایدس
بومگیو داد زد برید کنار من بلدم این موضوع رو حل خب اول چهار تا تون اینجا پیش من باشه سه تا تون بره به مردم کمک کنه دو تاتون بره سیستم ها رو چک کنه این جا هم با من و بومگیو شروع کرد به درست کردن دستگاه و فقط ۵ دقیقه وقت براش مونده بود و داشت سیم ها رو درست میکرد که تایمر رفت رو یک دقیقه ثانیه های اخر بود که بومگیو کارش رو تموم کرد و خطر رفع شد و بلاخره بعد اون همه زحمت و استرس پاهاش شل شد و یهو خورد زمین و یونجون گرفتش و بهش گفت افرین کارت عالی بود و بومگیو یه لبخند زد و بیهوش شد بغل یونجون
یونجوم دلش نیومد پرتش کنه اونور و به کارکنا دستور داد اینجا بخش دارو سازی رو مرتب و عین روز اولش کنن و بعد برن خونه
و یونجون خودش بومگیو رو گرفت و سوار ماشینش کرد و گاز داد به طرف خونه خودش
جلوی خونه بومگیو رو براید استایل بغل کرد و برد گذاشت رو تخت خودش و در اتاق رو بست و خودش رفت دوش گرفت و رو مبل خوابید
فردا صبح ویوی بومگیو
با سر درد بیدار شدم و دیدم که تو اتاق خودم نیستم از تخت اومدم پایین و در رو باز کردم دیدم رئیس داره صبحونه میزاره و کلی سوال اومده بود تو ذهنم
یونجون : سلام بچه دبیرستانی خوب خوابیدی رو تختم
بومگیو گفت
- ۲۲۷
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط