بیتهای نارنجی
بیتهای نارنجی 🏮
او نمیخواست
نمیخواست واکنشش را
هنگامی که سخنش بر زبان جاری میشود
نظاره کند
ولی نمیتوانست
پس سرش را پایین انداخت
با صدایی آرام اما محکم گفت
" داری منو از دست میدی
شاید دیگه هیچوقت
نتونم ببینمت ... "
و دلش برایش تنگ میشد
این را مطمئن بود ...
_ بیتهای نارنجی _
او نمیخواست
نمیخواست واکنشش را
هنگامی که سخنش بر زبان جاری میشود
نظاره کند
ولی نمیتوانست
پس سرش را پایین انداخت
با صدایی آرام اما محکم گفت
" داری منو از دست میدی
شاید دیگه هیچوقت
نتونم ببینمت ... "
و دلش برایش تنگ میشد
این را مطمئن بود ...
_ بیتهای نارنجی _
- ۶۷۹
- ۱۶ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط