‌ هی قهوه بعدِ قهوه

‌ هی قهوه بعدِ قهوه
اصرار بین اصرار
چیزی نمونده از ما
سیگار پشت سیگار

هی گریه بین گریه
هی کافه بعد کافه
مردی که از خیالت
شال نخی میبافه

اما یکی درونم
انگار گریه می کرد
هربار زخم میخورد
هربار گریه میکرد

تو پیش چشمهایم
دیوار میکشیدی
من درد می کشیدم
سیگار میکشیدی

از ذهن خسته میره
تصویر تو بزودی
ازدست رفته بودم
از دست رفته بودی

«دیروز» مثل آینه
وقتی که روبرومه
«فردا» ی بی تو بودن
«امروز» آرزومه
دیدگاه ها (۳)

قرارمان فصل انگور......شراب که شدم بیا.....توجام بیار.....من...

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکستعهد و پیمانی که روزی با دل...

سـاز کوک میکنـمبـرای آمــدنت..ولی غافـل از این کهصـدای پــای...

اگر واقعا دلتنگت باشد ...برای دیدنت ،امروز و فردا نمی کند .....

پارت ۲

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹²ویو لیلی ___چشمامو با ...

ابلیس

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

‌ هی قهوه بعدِ قهوهاصرار بین اصرار چیزی نمونده از ماسیگار پش...

تا به حال تقویم را نگاه کرده‌ای؟ پیش خودت دو دوتا چهار تا کر...

یک فندک و سیگار و هی سیگارمردی که از سر درد لبریزه ابره ولی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط