_‌

_‌
با چشم‌ هایی خیس از اشك ،
حرف پسرش را شنید :
مادر مرا ببخش اگر دیر آمدم ،
یک مشت استخوان شدنم طول
می‌کشید :) ❤️‍🩹
✍
دیدگاه ها (۰)

اوسی/چشم/هیکاری سوزونه/آرت/جدید

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

کویر را نمیشود فقط دید

🌹🇮🇷مادر برام قصه بگو... مادر برام قصه بوگو دل تنگه‌تنگهقصه‌ی...

با تو در عهدیم تا صبح #ظهور...چهل روز گذشت؛ چهل روزی که هر ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط