گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست

گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست

در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست
در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت

غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست
انگار نه انگار دل شهر گرفته ست

از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست
ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف

در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست
از روز به هم ریختن رابطه ی ما

از خاله زنک بازی تهران خبری نیست!
گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است

از معرفت قوم مسلمان خبری نیست!
در آتش نمرود تو می سوزم و افسوس

از معجزه ی باغ و گلستان خبری نیست!
در فال غریبانه ی خود گشتم و دیدم

جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست
گفتی چه خبر؟

گفتم و هرگز نشنیدی

جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست... #امید صباغ نو#
دیدگاه ها (۱)

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p58نینا شونه بالا انداخت.«خب... تا قبل از...

My lovely neighbor part : ۷۳

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۴بعد از اون صبحانه‌ی ...

معامله p14درِ اتاق با عجله باز شد.پزشک وارد شد و بلافاصله کن...

پارت ۱ نگاهی به حلقه ی روی میز انداختم پنج ماه شده بود ! پنج...

زیبای کوچک فریبکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط