زنی نشسته در پشت پنجره

زنی نشسته در پشت پنجره
بغض تنهایی گره خورده در گلویش
در انتظار باران اشک
فنجان چای در دستش
به افق خیره،ساکت و سرد
سالهاست آهنگ گذر زمان،جز عذاب برروح او اثری ندارد
زنی نشسته در پشت پنجره
اندیشه اش پایان
پایان ِ روزی دگر از عمر خویش‎
خاطره
دیدگاه ها (۲)

𝖕𝖆𝖗𝖙2یازده و پنج دقیقه.لیسا کنار درِ اتاق پذیرایی ایستاده بو...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.²چشم‌ها بالاخر...

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --² ــ چرا همون حرفایی رو میزنی که می‌خوام بشنوم ؟ چ...

دختر و پارتی

پارت پانزدهم | خوشبختییک ماه بعد...هوای سئول، مثل اولین روز ...

نام=)سایه مافیا### پارت چهارم: سکوتِ قبل از طوفانوقتی لیها و...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت دوم | قلعه‌ی تاریکا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط