کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیم

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیم
یکی کوچک
یکی بزرگ
یکی بلند و یکی کوتاه
یکی قوی تر و یکی ضعیف تر
اما هیچکدام دیگری را مسخره نمیکند
هیچکدام دیگری را له نمیکند
و هیچکدام برای دیگری تعظیم نمیکند
آنها کنار هم
یک دست میشوند و کار میکنند
چرا ما انسانها
اگر از کسی بالاتر بودیم
لهش میکنیم و اگر
از کسی پایینتر بودیم
او را میپرستیم
شاید
بخاطر همینکه یادمان باشد
نه کسی بنده ماست
نه کسی خدای ما
خداوند مهربان
انگشتهای ما را اینگونه آفرید
آری
باید باهم باشیم و کنار هم
آنگاه لذت یک دست بودن را میفهمیم
دیدگاه ها (۱)

ﮐﻮﺩﮐﻢ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﻤﺎﻥ، ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺰﺭﮔﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪﺑﺮﻩ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻧﺒﺎﺷﯽ، ﮔﺮﮒ، ﮔﺮﮔ...

شاید این جمعه بیاید شاید

ﺑـَﻌﻀـﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﺎ ﻋﯿﻦ ﺑـﺎﺭﻭﻥ ﻣـﯽ ﻣـﻮﻧﻦﺍﻭﻟﺶ ﮐـﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻬﺖ ﻃﺮﺍﻭﺕ ...

ايستادن اجبار كوه بود،
رفتن سرنوشت آب،
افتادن تقدير برگ و صب...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهاي دستمان ياد ميگرفتيميکي کوچک,يکي بزرگيکي بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط