رفته بودیم ی جایی مهمونیصاحب خونه ی دختر ملوس داشت

رفته بودیم ی جایی مهمونی،صاحب خونه ی دختر ملوس داشت،

3،4سالش بود ، دیــوار راستو می رفت بالا..!!

نازش کردم ، بوسیدمش و بهش با لحن بچگونه گفتم :

خاله دون..چن سالته عجیـــجم؟؟؟اسمتو بهم میگی خوججل خانوووم؟؟؟

چن ثانیه تو چشام نیگا کرد، بعدش گفت : ای بابا..خو مثه آدم بحرف ببینم چی میگی؟؟
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻦ اﻧﻘﺪﺭ ﻋﺎﺷﻖ مخاطب خاصمم ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﭼﭗ ﺑﻬﺶ ﺑ...

زن جنــس عجـــیبــی اسـتـــــ ! چــشمــ هــایــش را کــه م...

ﻫﺮ ﻏﻠـﻄﯽ ﺭﻭ ﺍﻧـﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ ،ﺍﺳﻤـﺶ ” ﭘﺎﻳـﻪ ﺑـﻮﺩﻥ ” ﻧﻴـﺴﺖﺧـَـﺮﻳـَ...

امام علی وسط نماز تیر از پاش درآوردن ،نفهمید. بعد مامانم وسط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط