تو که نیامده . . . میروی !

تو که نیامده . . . میروی !
تو که میروی . . . نیامده !
کمی صبر گن
بگذار خوب شوم
آنوقت میتوانم
تابستانی که گذشت
"پائیزی که نیستی"
زمستانی که سرما زد
همه و همه را برایت تعریف کنم . . .
بگذار آجرهای خیال را از زمین بردارم
تا خوابهایم خوب شوند
زخمهایم شعر شوند
و من آرام چشمانم را باز کنم . . .
راستی شاعر نوشته های من
من را یادت میاید ؟
یادت من را میخواهد ؟
.
.
دروغ بگو . . .
.
.
.
"چشمانت از این فاصله پیدا نیست"
دیدگاه ها (۱)

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

به یادت هست آن روزی که از یاد تو می رفتم؟که با چشمان پر اشکم...

کاش می شد به سادگی یک سلام تمام نبودنت را از یاد ببرم و پاک ...

کاش می شد به سادگی یک سلام تمام نبودنت را از یاد ببرم و پاک ...

من چه میدانستم عاشقی چیست ؟من از درد فراق چه میدانستم؟ من کو...

یک روزساعتی حوالی چند و چند دقیقه صبحصدایم کنبا همان لحن همی...

سلام حال شما چطوره خوب هستید چه خبر؟ اینها شده کلماتی که با...

گل های بالشتم پژمرده شده اند.. از ابیاری هرشب که بگذریم... ا...

عزیز، راه دورم، تا روزی که زنده ام به انتظارت، خواهم ماند، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط