جمعه !

جمعه !
درواقع
حجمی
از دلتنگی های
دردناک و عمیقی ست،
که باید
درانتظار غروبش
ساز دلتنگی را کوک کرد
ودر خیالی حتی دور به تو اندیشید
دیدگاه ها (۱)

و عشق؛ لبخندِ توست؛ از فرسنگ‏ها دورتر؛ آنگاه که نگاهت، فاصله...

پارت ۹|بازی بدون بازگشت ته از جایش بلند شدنفس عمیقی کشیدته:پ...

🖤 پارت ۴۱ | «قدرت واقعی»تصویر خواهر لانا هنوز روی مانیتور بو...

فردا شب، ساعت نه.لیسا جلوی در دفتر ایستاد. نفس عمیقی کشید. د...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

رز ابی من ♡:)part.5.(اول عکسا بعد بخش چهارم )بخش چهارم ♡~~ما...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

Part²⁸که ناگهان گوشه‌ی استخر ات رو دید.دختر زانوهایش را بغل ...

Iove and the MoonPart 44ویو یوناچند ثانیه فقط به در خیره شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط