زخم‌ها بسیار اما نوشداروها کم است

زخم‌ها بسیار اما نوشداروها کم است
دل که می‌گیرد تمام سِحر و جادوها کم است

هر نسیمی با خودش بوی تو را آورده است
بادها فهمیده‌اند اعجاز شب‌بوها کم است

تا تو لب وا می‌کنی زنبورها کِل می‌کشند
هرچه می‌ریزی عسل در جام کندوها کم است

بیش‌تر از من طلب کن عشق من آماده‌ام
خواهش پرواز کردن از پرستوها کم است

از سمرقند و بخارا می‌شود آسان گذشت
دیگر این بخشش برای خال هندوها کم است

عاشقم یعنی برای وصف حال و روز من
هرچه فال خواجه و دیوان خواجوها کم است

من همین امروز یا فردا به جنگل می‌زنم
جرأت دیوانگی در شهر ترسوها کم است
دیدگاه ها (۱)

مُردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوز مرگ خود می بینم و رویت...

از دو عالم دردت ای دلدار بس باشد مراکافرِ عشقم اگر غیر تو کس...

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند ”دوستت دارم"یا شاید اصلا به ...

استاد فریدون مشیریتو نیستی كه ببینی چگونه پیچیده استطنینِ شع...

زخم ها بسیار اما نوشداروها کم استدل که می گیرد تمام سِحر و ج...

زخم ها بسیار اما نوشداروها کم استدل که می گیرد تمام سِحر و ج...

زخم ها بسیار اما نوشداروها کم استدل که می گیرد تمام سِحر و ج...

زخـــم ها بسیــــار امـــا نوشــــداروها کم استدل که می گیرد...

زخم ها بسیار اما نوشداروها کم استدل که می گیرد تمام سِحر و ج...

زخم ها بسیار اما نوشداروها کم استدل که می گیرد تمام سِحر و ج...

زخم ها بسیار اما نوشداروها کم استدل که می گیرد تمام سِحر و ج...

زخـــم ها بسیــــار امـــا نوشــــداروها کم است دل که می گیر...

زخـــم ها بسیــــار امـــا نوشــــداروها کم است دل که می گی...

زخمها بسیار اما نوشداروهاکم استدل که می گیرد تمام سِحر و جاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط