Part

Part : 46

صبح باحس حلقه دستی عضله ای دور کمرم بی دار شدم سرش رو توی سینه ها فرو برده بود و نفس داغش پخش می شد .
کمی تکون خوردم که محکم تر منو به‌خودش چسبوند
×یااا تکون نخور ...بیب
+کوک بلند شووو
×جام راحته نمی خوام ..
+باش .
منو بیشتر به خودش فشورد . و تنفس منظم شد فهمیدم که خوابید منم تسلیم شدم  خوابیدم خیلی دلم برای این آغوش تنگ شده بود . کاش همه آین ها واقعیت داشته باشه ...
.
.
[۴ ساعت بعد ]
.
.
بیدار شدم . خبری از کوک نبود . به اینه نگاه کردم خیلی بهم ریخته بودم . به اطراف نگاه کردم کنار تخت روی میز جونگ کوک یک دست لباس تمیز و قرص مسکن گذاشت و یک نامه ...نامه؟

(نامه جونگ کوک )
صبح بخیر پرنسس .
برات یک دست لباس و قرص مسکن گذاشتم . رفتم بی رون تا کمی وسیله بخرم زودی میام .
صبحانه ات پایین توی اشپز خونه  اماده است نوش جونت یکم صبر کنی میام .
راستی دیشب بی نظیر بودی ..

از طرف "شاهزاده جئون "

تک خنده ای زدم . و یاد دیشب افتادم . احساس کردم لپام گوجه فرنگی شده . واییی من چی کار کردم ؟؟؟؟
.
بعد از کلنجار رفتن با خودم ، لباسم رو پوشیدم و رفتم پایین اووووو جئون جونگکوک چه کرده ... خیلی گشنه ام بود بخاطر همین با اشتها نشستم خوردم وایی همه چی داغ داغ بود ... (اسلاید دوم غذای ا.ت منم می خوام)
بعد از خوردن غذام بلند شدم و گشتی توی خونه زدم تا اینکه صدای در اومد ..
جونگ کوک بود .
+جونگ کوک ...
×جانم ؟
+چیا خریدی ؟
×یکم خورد و خوراک گرفتم و سگا رو آوردم
+وایی پرنسس ... دختر خوب..خوب خوابیدی ؟
×والا اینا دست بکار شدن اما تو نمی زاری که .‌
×آخ چرا می زنی ؟
+مگه ما ازدواج کردیم ؟ هااا؟ در ضمن سر بازیت تموم نشده ....
×آخ بیا بغلم ...
کوک در آغوشم گرفت ...
امشب کوک با یک شهر بازی هماهنگ کرده بود تا فقط ما دوتا اونجا اونجا باشیم خیلی ذوق زده بودم . لباسم رو پوشیدم یک آرایش لایت کردم و رفتم بیرون از اتاقم (اسلاید سوم لباس ا.ت)
×اماده ای خانم خوشگله ؟
+من همیشه آماده ام ..
رفتیم سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم کوک داشت دوران سر بازی اش رو تعریف می کرد و ...
بعد ۳۰ مین رسیدیم
کوک پیاده شد و در رو برام باز کرد .
دستم توی دستاش گره خورد و به سمت داخل رفتیم چون کسی داخل نبود کوک بدون ماسک و کلاه بود .
و باهم کلی بازی کردیم از ماشین گرفته تا ترن هوایی از بازی های ویدیوی گرفته تا واقعیت مجازی ...
خیلی بازی کردیم و خسته بودیم ..خوراکی خریدیم و رو صندلی نشستیم ...
+وایی خسته شدم ...
×ولی اصلا کم نمی آوردی هااا.
+ما اینیم دیگه ...
+خیلی خوشمزه است
×از غذا های منم خوش مزه تره ... قهرم ..
+یااا کوک اذیت نکن
×شوخی کردم.
اون شب مثل شب های دیگه نبود عشق ، محبت ، شادی ، گرما و آرامش در آن حس می شد .
.
.
(۳ ماه بعد )
.
.
سه ماه شده بود که کوک رفته بود ‌. وقراره ۷ دیگه بر گرده دل تو دلم نیست ببینمش
پرنسس بچه هاش رو بدنیا آورد دو تا توله با هم خیلی ناز بودن .
و بزارین از خودم بگم این ۳ ماه اصلا عادت ماهانه نشدم و امروز تصمیم گرفتم برم پیش دکتر ...
+سلام آقای دکتر
: سلام خانم جانگ بفرمایید
+من ....
حمایت ؟ 🛐🎀✨️🫂
دیدگاه ها (۲)

تا ابد این پارت جی هوپ.. 😆⚡BTS '𝕊𝕎𝕀𝕄' MV01:43 ━━━━●───── 04:...

https://wisgoon.com/00_xx_00فیک هاش اصلا..... عااالییی

Part : 45ادامه اص.مات کامنت نزارید فقط لایک کنین .💢💢💢💢💢💢💢💢💢گ...

سلام فرشته این پایین هم بخون راستی اگه ما رو به ۵۰۰ تا برسون...

part19 عشق پنهان《ویوی ات》وای دروغ گفتن چقدر سخته اههه 《از زب...

part 4عشق پنهان《ویو ات》لباس جونگ کوک رو انداختم داخل ماشین ل...

part24 عشق پنهانسوهو : پس ازدواج کردین؟جونگ کوک: بلهسوهو: اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط