شِنْیدَمْ میگَنْ توْ اوُنْ دُنْیٰا

شِنْیدَمْ میگَنْ توْ اوُنْ دُنْیٰا
تَمٰامِ اَعْضٰایِ بَدَنْ حَرْفْ مــْیزَنَن ْ...
خُدٰا کُنِِِهْْ دِلََََمْ لـٰالْ بِِِمُوْنِِهْ ...
طـٰاقََتِِ اََشْْکِِِِ خُُُُدٰا رٰو نَدٰارَََم ْ...لیلا
دیدگاه ها (۳)

سانزو مردمک چشاش گشاد شد و دستش کذاشت روی دهنش و چشماش سیاهی...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.4کانگ وو:خب چرا ای...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:4دقیقا زمانی که ...

وقتی عموت بود

ریاکشن

شب التیام.

قسمت ۸(بخش دو)

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_27🍷🎸با صدایی از توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط