طوری زندگی کن که.. ؛
طوری زندگی کن که.. ؛
روزی مردی جان خود را به خطر انداخت تا جان پسربچه ای را نجات دهد که در دریا در حال غرق شدن بود. اوضاع آنقدر خطرناک بود که همه فکر می کردند هر دوی آنها غرق می شوند و اگر غرق نشوند، حتماً در بین صخره ها تکه تکه خواهند شد؛
ولی آن مرد با تلاش فراوان، پسربچه را نجات داد!
آن مرد خسته و زخمی، پسرک را به نزدیکترین صخره رساند و خود هم از آن بالا رفت.
بعد از مدتی که هر دو آرام تر شدند، پسربچه رو به آن مرد کرد و گفت: از اینکه به خاطر من، جان خودت را به خطر انداختی متشکرم.
مرد در جواب گفت: احتیاجی به تشکر نیست ؛
فقط سعی کن طوری زندگی کنی که زندگی ات ارزش نجات دادن را داشته باشد!
روزی مردی جان خود را به خطر انداخت تا جان پسربچه ای را نجات دهد که در دریا در حال غرق شدن بود. اوضاع آنقدر خطرناک بود که همه فکر می کردند هر دوی آنها غرق می شوند و اگر غرق نشوند، حتماً در بین صخره ها تکه تکه خواهند شد؛
ولی آن مرد با تلاش فراوان، پسربچه را نجات داد!
آن مرد خسته و زخمی، پسرک را به نزدیکترین صخره رساند و خود هم از آن بالا رفت.
بعد از مدتی که هر دو آرام تر شدند، پسربچه رو به آن مرد کرد و گفت: از اینکه به خاطر من، جان خودت را به خطر انداختی متشکرم.
مرد در جواب گفت: احتیاجی به تشکر نیست ؛
فقط سعی کن طوری زندگی کنی که زندگی ات ارزش نجات دادن را داشته باشد!
- ۸۵۰
- ۱۷ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط