پارت

پارت۱۹

خونه
تهیونگ.ا.ت رسیدیم
ا.ت. ....
تهیونگ.ا.ت رفت توی اتاقش و منم رفتم توی اشپز خونه تا براش یک چیزی درست کنم
ا.ت.
رفتم جلوی اینه و گردنمو نگاه کردم اون کبودی های لعنتی اون صحنه اون دسر عوضیی نیخوام پاک بشن از روی بدنم از توی ذهنم... با دستام محکم روشون کشیدم اینقدری که پوسته شدن
تهیونگ.
مشغول درست کردن چیزی بودم که صدای شکستن از توی اتاق ا.ت اومد سریع رفتم پیشش و درو باز کردم اینشو شکسته بود و یک گوشه پاهاشو توی بغلش گرفت نزدیکش رفتمو اونو توی بغلم گرفتم
ا.ت.چرا من ....تهیونگ چرا من ....
تهیونگ.من پیشتم دیگه اون اتفاق نمی افته ...باشه ...هرگز اجازه نمیدم
ا.ت. تو... ته ته ...ای درسته
تهیونگ.
اون منو از کجا می‌شناسه
فلش بک به دوران کودکیشون
ا.ت.اسمت چیه
تهیونگ.اسمم تهیونگ
ا.ت.تییونگ
تهیونگ.تهیونگ
ا.ت تاهیونگ
تهیونگ.نه ...تهیونگ
ا.ت.ته ته ....اینجوری صدات میزنم
تهیونگ.باشه

سلام به همگی بعد مدتیییی طولانی
واووو 100 تا شدنمون مبارکککک💞💞
از مدرسه برگشتم چشمام با زحمات بازن یک پارت گذاشتم تا عصر بقیشو میزارم تا پارت آخر
ولی بهم بگید چه فیکی با چه ژانری میخواید و از کی باشه
تو کامنتنا بگید
دیدگاه ها (۰)

۲۰زمان حالا.ت.جوابمو بده تو ته ته ای درستهتهیونگ.از کجا...شن...

۲۱ا.ت.صبحونه خوردیم و میزو جمع کردیم و ظرف هارو شستم تهیونگ....

۱۸اصلا حواسم به ا.ت‌ نبود لئون اینقدر زدم که نای بلند شدن ند...

۱۷لئون.رفتیم اتاق بالا یک قلوپه از مشروبمو خوردم و کنار ا.ت ...

طراح عشق

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط