پادشاهی درویشی را به زندان انداخت،

پادشاهی درویشی را به زندان انداخت،

نیمه شب خواب دیدکه بیگناه است،

پس او را آزاد کرد،

پادشاه گفت : حاجتی بخواه !


درویش گفت: وقتی خدایی دارم که نیمه شب تو را بیدار میکند تا مرا از بند رها کنی، نامردیست که از دیگری حاجت بخواهم.
دیدگاه ها (۳)

پادشاهی درویشی رابه زندان انداختنیمه شب خواب دید که بیگناه ا...

تکپارتی تهیونگ

🦢 پارت دوازدهم | اولین هشدارلیانا هنوز کارت را در دستش نگه د...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

پارت ۱۹۵

پرنسس ناخواسته

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۶: رقصِ خشم و غرورته هان و جونگ...

پادشاهی درویشی را به زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه ...

پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت. نیمه شب خواب دیدکه بیگناه ...

پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط