بازی مرگ و عشق

بازی مرگ و عشق...🫧
پارت ۴
مهمونی جانشینی•~•
همه در حال خوش گذرونی بودند و جیمین کنار بادیگارد ها داشت خوش میگذروند اما یه چیزی تو دلش بود که نمیذاشت آروم بگیره...فکر می‌کرد قراره اتفاقی بیوفته...اما کشی چه میدونه ممکنه این مهمونی زندگیش و تغییر بده....
اما اون تو این مدتی که پیش یونگی کار می‌کرد بهش علاقه مند شد اما نمیتونست بین احساساتش و وظیفه یکی و رو انتخاب کنه....که یهو تموم برقا خاموش شد....موسیقی قطع شد....جیمین صدای پا و اسلحه هایی که نزدیکشون میشد و می شنید اما نمی‌دونست یونگی کجاست....
که یهو صدای فریاد اومد....
افراد باند ببر سیاه حمله کردن•داد•
جیمین خوب میدونست یه خیانتی انجام شده اما تو این مدت جز جک کس دیگه ای نمیشناخت... که یهو یونگی و دید که از پشت یه نفر میخواد بهش تیر بزنه....چیکار میکرد؟ میذاشت بمیره؟ احساساتش چی میشد؟ وجدانش میذاشت؟ نه و اون با اسلحه مرد پشت سر و زد ولی نمرد...شونهی چپش آسیب دید اما کنار کشید...
جیمین رفت پیش یونگی...
جیمین: قربان اینا خیلی زیادن باید فرار کنیم.!
یونگی: نه باید بفهمم کی پشت این قضیه بوده
جیمین: اما قربا....
فرد ناشناس: نذارید زنده بمونه باید مین و بکشین و جنازشو تحویل رئیس بدیم!

اینم از پارت ۴ امیدوارم خوشتون بیاد💞
دیدگاه ها (۱۱)

تو خماری بمونین 😊🔪

یکم خیلی طولانیهههه پارت بعددد😔💃

بازی مرگ و عشق.‌‌...🫧پارت ۳اتاق یونگی●~●یونگی: خب اسمت چیه؟ج...

بازی مرگ و عشق...🫧پارت ۲روز برگزاری مراسم•~•جیهون: جیمین آما...

چندپارتی درخواستی پارت=۲موضوع: جیمین توی یه شرکتی رئیسه و یو...

پارت ۳ویو جیمینداشتم به کارام رسیدگی میکردم که یهو بادیگاردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط