یکی از نامه های بابا لنگ دراز:

یکی از نامه های بابا لنگ دراز:
جودی !!کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می
دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن
قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند.
در حالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند.
دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود در حالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها
و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت و زمانی که از
دست رفته و به دست نخواهد آمد. ...
جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها
وابسته می شویم.
هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس هرکسی را بیشتر
دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم دردلش
ثبت شویم.
دوستدار تو : بابالنگ دراز
دیدگاه ها (۵)

* دیالوگ های ماندگار * کارتون قلعه متحرك هاول (Howel's movi...

تنها دو چیز برای نگرانی وجود دارد: سلامت هستید یا بیمار. اگر...

بعضی ها خود را یکرنگ می پنـــدارند آری به راسـتی یک رنــگنــ...

امام علی (علیه السلام): از زمین خوردن کسی شاد مشو که نمیدانی...

when silence became a scream p17

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :حساب، در آیات و احادیث...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش اول_ مثل کبریت کشیدن در با...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 116✦...................

سناریو اوبیکاکا

🎭🖤 آخرین نقش 🖤🎭گاهی زندگی، ما را مجبور می‌کند نقشی را بازی ک...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت14ویو کوکبارون ...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

فصل چهارم: شکستی که جرقه‌ای شدهفته‌ها از آن شامِ تلخ گذشته ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_مرد با قطره چکانی چند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط