فقط با سایه ی خودم خوب میتوانم حرف بزنم ...

فقط با سایه ی خودم خوب میتوانم حرف بزنم ...
اوست كه مرا وادار به حرف زدن می كند!
فقط او میتواند مرا بشناسد!
او حتماً می فهمد ...
می خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگی خودم را چكه چكه در گلوی خشك سایه ام چكانیده به او بگویم:

" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت !
دیدگاه ها (۵)

آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند فکر می کند پ...

دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ای است. هول هولکی و...

آنکـه انتـظار دارد هـر چهـار فصـل سـال بهـار باشـد ، نـه خـو...

درد ها تاریــــــــخ دارنــــــــــد !.!.! و حــــقیقت اینس...

سفیر کبیر Grand Ambassador

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط