پارت

پارت ²²(☆•♡~)
♡ぢんげれ がめ♡
+خب من...حتما تا الان متوجه شدی که من بخاطر پول به اینجا اومدم...
کانیا مکثی کرد و دوباره ادامه داد...
+میدونی من یه خواهر دادم که از من بیشتر بهش توجه می‌شده درصورتی که ما از لحاظ همه چیز عین هم هستیم،اسم خواهرم نوروکوعه...نوروکو از نظر پدر و مادرم خیلی از من خوشگل‌تر هست. به من بی توجهی می‌شد در صورتی که اون مورد توجه قرار داشت،من رو به خاطر چیز های بی اهمیت کتک می‌زدن ولی وقتی نوروکو کار بدی انجام می‌ داد... اون هم کم کم مثل والدینم شد و با من بازی نکرد و الکی کار های نکرده را می انداخت گردن من... خلاصه بگم، پدر و مادرم همیشه نوروکو رو به من ترجیح می دادن و نوروکو رو بیشتر از من دوست داشتند،منم به نوروکو حسودی میکردم...
کانیا دوباره مکثی می کنه و ادامه میده؛
+یک روز من از نوروکو خواهش کردم که تا یواشکی باهم بازی کنیم و نوروکو قبول کرد. تصمیم گرفتیم که باهم دنبال بازی کنیم...
من باید نوروکو رو می گرفتم و نوروکو باید از من فرار می کرد. همینطور داشتیم بازی می کردیم که به سمت آشپزخانمون دویدیم...

به قلم
میدوری چان:☆)
@tanjiro_1
بازنویسی
کچینا چان:♡)
@kechina
دیدگاه ها (۰)

پارت ²³(☆•♡~) ♡ぢんげれ がめ♡نوروکو داشت همچنان از من ...

بچه ها♡:)حمایت از رمانمون کم شده☆:)برای همین ازتون میخوام بی...

آی

کانا چان

black flower(p,269)

دو پارتی _ گذشته فان _ funny past

زنگ زندگی p1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط