توقع داشت همان لحظه ببخشمش

توقع داشت همان لحظه ببخشمش
اما من باید به وسعت زخمی که زده بود از او دور می‌شدم.
شاید زمان میتوانست مانند یک کاردک پوسته‌های آزار دهنده را از لایه‌های روحم جدا کند، شاید بعدها مجالِ احساسات لطیف‌تری پیش می‌آمد.

#پریسا_زابلی_پور #عاشقانه
دیدگاه ها (۵)

#عکس_نوشته

#عکس_نوشته

گر جان به جان من کنی،جانِ جهانِ من تویی.. #مولانا #عاشقانه

جز یک جان که «تـویی» آن بـه کـس اقـرار نـدارم...! #مولانا #...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت نهــمهفدهم جولای ر...

پارت شش

»blood shadows» (سایه های خونی) part ۱۸/***الیویا: فضای دلچس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط