ای زندگی بردار دست از امتحانم

ای زندگی بردار دست از امتحانم
چیزی نه میدانم نه میخواهم بدانم

دلسنگ یا دلتنگ! چون کوهی زمینگیر
از آسمان دلخوش به یک رنگین کمانم

کوتاهی عمر گل از بالا نشینی ست
اکنون که میبینند خوارم، در امانم

دلبسته ی افلاکم و پابسته خاک
فواره ای بین زمین و آسمانم

آن روز اگر خود بال خود را میشکستم
اکنون نمیگفتم بمانم یا نمانم؟!
دیدگاه ها (۱۸)

بیاباهم برویم زندگی را برقصانیمبه ساز خنده هایمانمن خوشی را ...

طاقت ندارم از نگاهت دور باشمیا پیش هم باشیم و من مجبور باشم....

برای من دوست داشتن آخرین دلیل دانایی استاما هوا همیشه آفتابی...

شبی دیگر ، شبی شب تر ، شبی از روز روشن ترشبی پر تاب و تب دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط