*** تا به کِی ***

*** تا به کِی ***

با گرانی دست و پنجه نرم کردن , تا به کِی ؟
رشته یِ عهد و وفا ازهم دریدن , تا به کِی ؟

جانِ من آمد به لب , از وعده هایِ بس تهی .
کوله بارِ کذب را بر دوش بردن , تا به کِی ؟

شد شعارم روز و شب چون مرگ بر این و بر آن .
این شعارِ مرگ را انشا نمودن , تا به کِی .

بر امیدی دلخوشم , امّا نمیدانم چرا ؟
در پیِ این آرزو دلخوش دویدن , تا به کِی ؟

وعده ها دادی خدایا بر ظهورِ دلبری .
دیدگانِ منتظر در راه سودن , تا به کِی ؟

بانگ می آید عظیم از کارون لیکن چه سود ؟
من به دنبالِ اَجَل , اورا ندیدن تا به کِی ؟
==========÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷!
شعر از عبدالعظیم عربی = خوزستان .
دیدگاه ها (۳۹)

مش غلوم هم عاقبت شد اهلِ دیش .آنتنی بگذاشت در ایوانِ خویش .ف...

(((خسوف. نَبَوی )))بگو ای دل , چرا در آن شبِ تار .عصای دست...

((( شیمی آلی )))درسِ شیمی را که گویند آلیه .لیک , آلی ب...

((( تدبیر و امید )))خدایا ز طوفانِ این روزگارِ چرند .عطا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط