پارت

پارت [39]
شب ساعت 2
مین جی و تهیونگ میان
ا/ت:سلام
مین جی:سلام
تهیونگ:سلام
ا/ت:تهیونگ میای بریم آم پیش سومین اینا باهاش حرف زدم مارو دعوت کرد
تهیونگ:نمیدونم مین جی تو میگی بریم؟
ا/ت:منو تورو دعوت کرد نه مین جی رو
تهیونگ:مین جی تنها بمونه؟
ا/ت:اوکی اصا میخوای من نیام توعو مین جی برین دونفری ها؟نکنه امشب میخوای مین جیرو هم بیار وستمون بخوابه خوبه نظرت چیه؟(با بغض بعدش میره تویه اتاق)
تهیونگ:مین جی امشب میای خب؟(ساکت موند)
مین جی:باشه

خلاصه تهیونگ میره تویه اتاق با ا/ت حرف نمیزنه و آماده میشن
بعد هر سه نفر میرن پایین
تهیونگ:امشب با ماشین من میریم
بعد میره دره جلورو باز میکنه میگه بیا مین جی
ا/ت:میره در عقبو باز میکنه میشینه و به سمت خونه یه کوک اینا حرکت میکنن
سومین و کوک بیرون منتظرشون بودن
سومین:عوا کوک چرا اون دختره جلو نشسته ا/ت عقب ها؟
کوک:نمیدونم اصا اون کیه؟
سومین:نمیدونم
.....


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۱)

پارت[40]تهیونگ ماشینو نگه میداره بعدش پا میشه برایه مین جی د...

پارت [41]حمله میکنن به مین جی و موهاشو میکشن میزننشتهیونگ:ا/...

پارت [38]خلاصه ا/ت:میخوره تویه اشپز خونه تهیونگم میخوره با ا...

پارت[37]تهیونگ:برو بخور منم دوباره امروز میرم کار دارم ا/ت:د...

طراح عشق

طراح عشق

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط