گر تو را با ما تعلق نیست، ما را شوق هست

گر تو را با ما تعلق نیست، ما را شوق هست

ور تو را بی ما صبوری هست، ما را تاب نیست

گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا!

ماه من! در چشم عاشق آب هست و خواب نیست...
دیدگاه ها (۱)

#وقتی_که_میروید ... آدم‌هاوقتی می آیندموسیقی شان را هم با خو...

مرا ببخشکه هنوزگاهی به یادتخیال می بافمخاطراتت را نفس می کشم...

چقدر تنهاست..شاعری کهعاشقانه هایش دست به دست می چرخندبه دست ...

عاقلانه کنار گذاشتمتاما هر بار کهمژه ای می افتدروی گونه امبی...

چند گویی که چه چاره‌ست و مرا درمان چیستچاره جوینده که کرده‌س...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

𝒑𝒂𝒓𝒕:27. ته: مثلاً شای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط