امام رضا-شعر

امام رضا-شعر
آهوآمد سوی تو آرام شد،پس می شود

درحریمت هر که بی کس می رود کس می شود



یک عبای آبی و عمامه ای از جنس نور

آسمان ازدست این گنبد ملبّس می شود



خوب ها از چشمشان "می" می چکد اما چرا

قسمت چشمان من انگور نارس می شود؟



تو دلیل اعتبار گنبد و نقّاره ای

آهن و سنگ ازوجود تو مقدّس می شود



دل اگر تاریک باشد در حریمت چون کلاغ

زود در بین کبوتر ها مشخّص می شود



پنجره فولاد،سقّاخانه وگنبدطلا

هرکه در صحن است محو این مثلّث می شود
دیدگاه ها (۱)

خورشید روشن است به لطف چراغتانقل می زند غذای جهان بر اجاقتان...

#حرم_تکانی_امام_رضا(ع)

شعرهایم به تو ای جان جهان خوکردندواژه هام  از تو نوشتند و هی...

امام رضا(علیه السلام) - مناجاتبی کلاف آمدم سر بازارقیمتِ عشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط