( فروغ فرخزاد.)

( فروغ فرخزاد.)

خــدایــــــــــا . . . .
می دانم این روزها از دستم خسته ای
کمی صبر کن خوب می شوم...
بگذار باران بزند
دلم بگیرد
میروم زیر آسمانت
دستهایم را می سپارم به دستت
سرم را می گیرم به سمتت
قلبم مالِ تو
اشک هایم که جاری شود
می شوم همانی که دوست داری
پاک
استوار
امیدوار
بگذار باران بزند...!!!
دیدگاه ها (۴)

این روزها دلم اصرار داردفریاد بزند؛اما . . .من جلوی دهانش را...

خدایا صدای افکاربعضی از آدمهایت را خاموش کنتاصدای،تو را هم ب...

اگر میخواهی در زندگی ات معجزه شوداگر میخواهی روی زیبای زندگی...

من زندگی خودم را میکنم و برایم مهم نیست چگونه قضاوت میشوم چا...

پارت ۸از آن شبِ دفترچه و نگاه‌ها، یک هفته گذشت. هفته‌ای که د...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۲

ادامه پارت ۱۰لیوانِ شراب را رویِ میز گذاشت و به من نزدیک شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط