Otagh baghli
Otagh baghli
Part 42
خواستم برم که یهو کیک رو از تو دستم کشید بیرون ..
همچی خیلی یهویی اتفاق افتاد به طوری که من هنوز مبهوت بودم ..
به خودم اومدم و دیدم که کیک تو دست اونه و داشت میرفت ...
نه نه نباید میزاشتم اون برنده ی این بحث بشه !!
این بار دیگه نه !!
بنابراین سریع سمتش دویدم و پریدم روی کولش ..
هدفم برای این کار هم این بود که حواسش رو پرت کنم ..
پریدم روی کولش و وقتی هم پریدم پاهامو دور شکمش حلقه کردم ..
یهو داد زد : ...
جونگکوک : هوییییییی احمققق داری چیکار میکنی ؟( دادد بلند )
بی توجه به حرفش دو تا دستامو روی سرش گذاشتم و موهاشو محکم کشیدم ..
و اون بدبخت هم هیچ کاری جز جیغ و داد کشیدن از دستش بر نمیومد ...
دیدن این موقعیت ها خیلی برام هیجان انگیز و لذت بخش بود ..
و داشتم تلافیه اون روز که گردنم رو فشار داد سرش در میاوردم ..
حالا وقت گردنشه ..
همون جور که موهاش تو مشتم بود ، سرمو سمت گردنش بردم و محکم به دندون گرفتم ...
صدای جیغش بلند شد و منم محکم تر از قبل گاز گرفتم
اصلا حواسم نبود که داره میره سمت مبل ...
رفت سمت مبل و دستش رو از پشت دور کمرم حلقه کرد و محکم منو از کمرش جدا کرد ..
منم به ناچار برای حفظ تعادلم اونو گرفتم و با هم افتادیم روی مبل ...
الان دقیقا هر دو مون روی مبل بودیم البته که من روی اون بودم ..
هر دو مون داشتیم با چشمایی که اندازه ی کف دست که هیچ ، قابلمه شده بود هم و نگاه میکردیم ...
ولی خب مثل این که من زود به خودم اومدم و سریع کیک رو از تو دستش کشیدم بیرون و خواستم بلند شم که یهوو ...
دختراا ، حمایتاتون خیلی افت کرده 😐💔
همینجوری پیش بره مجبورم شرط بزارم ، اونم شرط های سنگین ..
و خب نظرتون هم راجب این پارت و فیک بگید ( نظرات واقعی تون رو بگین )
بوس بهتون بای بای 👋🏻 🎀
Part 42
خواستم برم که یهو کیک رو از تو دستم کشید بیرون ..
همچی خیلی یهویی اتفاق افتاد به طوری که من هنوز مبهوت بودم ..
به خودم اومدم و دیدم که کیک تو دست اونه و داشت میرفت ...
نه نه نباید میزاشتم اون برنده ی این بحث بشه !!
این بار دیگه نه !!
بنابراین سریع سمتش دویدم و پریدم روی کولش ..
هدفم برای این کار هم این بود که حواسش رو پرت کنم ..
پریدم روی کولش و وقتی هم پریدم پاهامو دور شکمش حلقه کردم ..
یهو داد زد : ...
جونگکوک : هوییییییی احمققق داری چیکار میکنی ؟( دادد بلند )
بی توجه به حرفش دو تا دستامو روی سرش گذاشتم و موهاشو محکم کشیدم ..
و اون بدبخت هم هیچ کاری جز جیغ و داد کشیدن از دستش بر نمیومد ...
دیدن این موقعیت ها خیلی برام هیجان انگیز و لذت بخش بود ..
و داشتم تلافیه اون روز که گردنم رو فشار داد سرش در میاوردم ..
حالا وقت گردنشه ..
همون جور که موهاش تو مشتم بود ، سرمو سمت گردنش بردم و محکم به دندون گرفتم ...
صدای جیغش بلند شد و منم محکم تر از قبل گاز گرفتم
اصلا حواسم نبود که داره میره سمت مبل ...
رفت سمت مبل و دستش رو از پشت دور کمرم حلقه کرد و محکم منو از کمرش جدا کرد ..
منم به ناچار برای حفظ تعادلم اونو گرفتم و با هم افتادیم روی مبل ...
الان دقیقا هر دو مون روی مبل بودیم البته که من روی اون بودم ..
هر دو مون داشتیم با چشمایی که اندازه ی کف دست که هیچ ، قابلمه شده بود هم و نگاه میکردیم ...
ولی خب مثل این که من زود به خودم اومدم و سریع کیک رو از تو دستش کشیدم بیرون و خواستم بلند شم که یهوو ...
دختراا ، حمایتاتون خیلی افت کرده 😐💔
همینجوری پیش بره مجبورم شرط بزارم ، اونم شرط های سنگین ..
و خب نظرتون هم راجب این پارت و فیک بگید ( نظرات واقعی تون رو بگین )
بوس بهتون بای بای 👋🏻 🎀
- ۶.۵k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط