من که مجنونت شدم

من که مجنونت شدم
ذکرم فقط رویا شده

مضطرب بر حال من
دیگر خود دنیا شده

حق بده چشمت اگر
مسـت و خرابم میکند

چون شــراب کهنه
با چشمان تو معنا شده
دیدگاه ها (۱)

منم که شاهد شبهای بی غزلخوانی تویی که هُرم نفسهای تو، بهارِ ...

منم که شُهره‌ی شهرم به عشق ورزیدن" تویی که چشم تو لبریزِ است...

به یُمن حضرتِ چشمت به شوق "حافظ" باز گرفتم از تو صمیمانه است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط