هر سالی که میگذرد

هر سالی که میگذرد
تکه ای از ما در آن سال جا میماند
تو را نمیدانم
اما من در سالی که گذشت
مثل تکه های یک پازل به هم ریختم
و در این واپسین لحظات
هر چه جستجو میکنم
نمیدانم کدام تکه ام در کدام لحظه جا مانده!
که اینگونه سردرگم و دلتنگ به سر میبرم
دیدگاه ها (۲)

تقصیر باران نیست در این عصر تنها شدن در هر هوایی درد دارد!

من یک به یک به خدا میگویمشما یک به یک بگو آمینشاید خدا پا در...

عجیب است که دوستم داشت و حالا غریبه ایست که تمام اسرارم را م...

دسـت نوشـتـه هـای عمــو هیـــون قسمــت دومبیست و هشت ژوئن نخ...

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم.. .

دسـت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمت چهارم.‌بیست و هشت ژوئن....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط