اشتباهش را میبخشیدم...

اشتباهش را میبخشیدم...
قهر که میکرد برای آشتی پیش قدم‌میشدم...
بحث که میکردیم کوتاه میامدم...
یک زمان اما چشم باز کردم و دیدم آنقدر از هم فاصله گرفته ایم که... برای حرف زدنِ با من فریاد میکشد...
نبخشیدم...
پیش قدم نشدم...
کوتاه نیامدم...
فقط بی صدا...
بارو بندیلم را جمع کردم و رفتم...
"آن موقع وقتِ رفتن بود بدونِ هیچ معطلی"
دیدگاه ها (۱)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

وقتی دابمسش گرفتی ولی... 🤍✨(the last part 🫠🐾)ویو تهیونگ داشت...

مهمونی خطرناک پارت =13با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم:منظورت چی...

دریاچه خونین:فصل اول _ پارت ۲۳ویو دازای:چند ساعت بود که دازا...

پارت ۳ ویو ا.ت یونگی چند لحظه چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 158✦...................

ترامپ از این مردم عصبانیست.باید هم عروسیشان را عزا کند.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط