پارت

پارت ۴
کل اتاق رو بخاطر من تغیر داده و اتاق پر از گل رز قرمز هستش و روی میز یه جعبه کوچیک
ییعیت رفت اون رو ورداش و اومد سمتم جلوم زانو زد و گفت
با من ازدواج میکنی 🥺
بله😭
حلقه رو داخل انگشتم کرد دستش رو دور کمرم حلقه کرد و من رو به بدنش فشار داد و لبم رو روی لبش فشار داد
لبم رو گاز می‌گرفت و من هم همراهیش میکردم تا نفس کم آوردیم شروع به مکیدن گردنم کرد بدنم رو روی تخت ول کردم و لباس هام رو در آوردم...
صبح ساعت ۷ و نیم از خواب بیدار شدم رفتم دوش گرفتم و اومدم پنکیک درست کردم و چای دم کردم رفتم ییعیت رو بیدار کنم تا بره بیمارستان (ییعیت دکتر و رئیس بیمارستانه)
لیزگه : ییعیت
ییعیت هم (با صدای خواب آلود )
لیزگه ییعیت
ییعیت هممم
لیزگه بلند شو بلند شو صبحونه بخوریم بعدم هم برو بیمارستان من هم کار دارم
ییعیت بزار یکم بخوابم
لیزگه نمیشه بلند شو
ییعیت اهههههه بزار بخوابم دیگه 😠
بعد از اینکه کلی با در و دیوار از روی اعصبانیت و خواب کشتی گرفت رفت حمام و اومد این کاراش واقعا برام خنده دار بود😂🤦🏻‍♀️
ییعیت
از حمام اومد لباس هام رو پوشیدم ساعتم رو بستم و عطر زدم یه مسواک هم زدم و رفتم پایین
لیزگه بیا برات پنکیک درست کردم
ییعیت دستت درد نکنه قشنگ
لیزگه نوش جان
ییعیت یه چایی به من میدی
لیزگه باشه میری بیمارستان
ییعیت آره میخوام برم بیمارستان از اون طرف برم به مامانم یه سر بزنم
لیزگه باشه منم برم رستوران ببینم وضعیت چجوریه
ییعیت باش من دیگه برم میبینمت
لیزگه میبینمت
۷ روز گذشت
لیزگه ییعیت کی قراره به بچه ها و مامانت بگی ما قراره ازدواج کنیم
ییعیت فردا یه مهمونی بگیریم دعوتشون کنیم و داستان رو بگیم
لیزگه آره خوبه

دوتا پارت گذاشتم امیدوارم دوست داشته باشید
پارت بعدی لایک بالا ۲۰ تا
دیدگاه ها (۱)

ترجمهمابا ییعیت کوچاک عزیز در ( اسم برنامه ) این هفته در...

متن کامل

رمان ماهپارت ۳ تو راه چند تا اهنگ گوش دادیم و رسیدیم ییعیت پ...

هعی از این دوستا هم نداریم😂💔یه سوال چرا انقدر همایت ها پایین...

پارت:𝟐لیزگه: کنان تو اینجا چیکار میکنی؟کنان: بخاطر تو اومدم ...

شغل پنهان

عشق دو طرفه پارت ۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط