#گاد...

#گاد...
*من تو تاریکی از کنار اینه رد میشم*
مغزم: نکن. جون مادرت نکن. بیناموس نکن. کثافت نکن.
همچنان من: *ترسناک ترین قیافه ممکنو جلو اینه درمیارم و پشمای خودمم میریزه و تا صبح توهم میزنم*
مغزم: بچ وات د فاک؟
دیدگاه ها (۱)

#زر‌های‌منمَردم: اعتماد کردن همه چیزه و اعتماد همیشه پیروز م...

#زر‌های‌منمن:سلاممعلم:کصلیس:سلاممعلم:سلام عزیزم خوبی؟من:وتف ...

#زخم‌خوردهمنِ ۱۰ ساله؛من:اقای دکتر تروخدا امپول ننویسدکتر و ...

من : دیگه هیچ چیز نمیتونه آرامشمو ازم بگیره.جن زیر تختم : بچ...

سناریو درخاستی ران ا.ت ی روز حوصلش سر رفته بود و نتش هم تموم...

دختر بد(سناریو جواهر بخش ای)

Novel panleo ♡ #part⁵⁶ ♡『 paniz 』مچ دستم رو سمت خودم کشیدم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط