کله پوک صورتی
کله پوک صورتی✨️
پارت ۶۸ 《فصل دوم پارت ۲۸ 》
معمور دوک همون پس دندون گرگی بود 《توی مانگا جپتر ۱۱۲ عکسشو بعدا براتون میزارم 》
پسر دندون گرگی/دوک:اع تو همون دامیانی سلام
دامیان :اع این که توالت تمیز میکنی حالا شده جاسوس استسنائی احمق
لوید :خب من هیچکاری نداشتم ولی جاسوس حرفه ای شدم
دامیان :ای بابا
بسر دندون گرگی :جرا با من مشکل داری دامیان؟؟
دامیان :ام بخاطر این که...ام بخاطر این که نمیدونم
نکته:دامیان واسه ی این از بسر دندون گرگی خوشش نمیاد جون با انیا دوست شده بود دوست معمولی ولی دامیان حسودی میکرد اما جون مطمعا نبود میگفت نه حسودی نمیکنه
دامیان :راستی اسم اصلی جی بود ؟؟
بسر دندون گرگی :فردی
لوید :وایییی معمور دوک نباید اسمت و به زبونت بیارییییی
فردی\بسر دندون گرگی\دوک:مگه جیه
لوید :ای احم.....《لوید توی ذهنش :آروم باش توایلایت آروم آروم 🗿》
دامیان :عالی شد حالا من با کسی که یه لوله کشه و با عن دماغ خودش بازی میکنه باید همکار باشم خیلیم عالیی《با حرص》
فردی/بسر دندون گرگی/دوک:اع بس تو از من خوشت میاد
دامیان :خفه شو
نکته :از این به بعد میگم فردی اسم اصلیشو میگم و فردی در آینده لوله کش فاضلاب میشه اما هنوز توی ادن درس میخونه و هنوز سالونشون با سالن انیا و دامیان و بکی فرق داره
فردی:امم خب الان کی میریم ؟؟؟
لوید :وایی فقط میخواستم شما دوتا همه ملاقات کنین بدون نید کی به کیه حالا برید خونتون جلسه تمومه
فردی:به این زودی؟
دامیان :خدارو شکر
دامیان توی ذهنش:آخه این لوله کش.... اصلا من برای جی ازش بدم میاد؟؟نمیدونم یا میدونم؟میدونه واسه ۷ سالگی بود همون موقعه که سال اولی بودم ولی یادم نمیادد
مدرسه:
بکی :صبح بخیر انیا جونمم
انیا :سلام بکی جخبر؟
بکی تمام جیز و راجب دختر عمو همرا و اینا توضیح داد
بکی :و الان موندم بسر با من همراه میشه یا نه
انیا :امم جطوره انیا خودشو شبیه بسرا کنه و بعد بومم باهات میام
بکی :جقدر تو احمقی
دامیان داشت با امیل و ایون از اونجا رد میشد
دامیان :هه معلومه کسی با این کله خرگوشی همراه نمیشه
امیل :درسته ارباب
بکی :خفه شو منم انشاله کیتی با یه بسر دیگه بره تو رابطه
امیل :خفه شووو
ایون :اممم...خی اگه بخوای من همراه برای سالن مدلینگ میشم
دامیان و امیل :جییییییی
بکی :هه با توتوی احمق جطور جرعت کردی به من پیشنهاد میدیییی
ایون :،از خداتم باشه هیجکس بهت بیشنهاد نمیده
همینجوری در حال بحث بودن
دامیان و امیل و انیا :هیییی
یک دفعه فردی سریعا طرف دامیان رفت
فردی همون دوکی و بسر دندون گرگی
فردی:سلام دامیاننننن دوست صمیمی
امیل و ایون :جیییییییی؟!شما با یه لوله کش صمیمی شدینننن!!!!!
دامیان :-نه نه اینطور نیستاهای ایون تو بحثتو با بکی بکن تو هم برو بیش کیتی و تو صورتی هم
.....ام ... برو شیرینی بخور
انیا :انیا الان شیرینی نمیخواد
دامیان :وایی خفه شین من با تو کار دارمممم فردیی
فردی :دوک صدام کن
انیا و بکی و امیل و ایون :هااا؟؟
دامیان :خفه شووووو همین حالا بروووو
فردی :باشه
دامیان توی ذهنش :این جقدر خنگه اگه لو برم جرش میدممم وایی ....نه دامیان آروم باش آروم باش
انیا ذهن دامیان و خوند
انیا توی ذهنش :جی لو بره این دوتا راز دارن؟ذهنش جقدر خشونته
بکی :اع وایسا بسر دندون گرگی یا فردی هرجی میشه توی مدلین با من همراه باشی؟؟؟
ایون :جییییییییییی
فردی :امم من هروز میرم سر کار
ایون توی ذهنش :خداروشکر ام صبر کن خداروشکر برای جی؟
بکی :باشه باید یکی دیگه رو بیدا کنم
که یکدفعه ........
اوه اوه گوشیم دو درصده 😂
پارت ۶۸ 《فصل دوم پارت ۲۸ 》
معمور دوک همون پس دندون گرگی بود 《توی مانگا جپتر ۱۱۲ عکسشو بعدا براتون میزارم 》
پسر دندون گرگی/دوک:اع تو همون دامیانی سلام
دامیان :اع این که توالت تمیز میکنی حالا شده جاسوس استسنائی احمق
لوید :خب من هیچکاری نداشتم ولی جاسوس حرفه ای شدم
دامیان :ای بابا
بسر دندون گرگی :جرا با من مشکل داری دامیان؟؟
دامیان :ام بخاطر این که...ام بخاطر این که نمیدونم
نکته:دامیان واسه ی این از بسر دندون گرگی خوشش نمیاد جون با انیا دوست شده بود دوست معمولی ولی دامیان حسودی میکرد اما جون مطمعا نبود میگفت نه حسودی نمیکنه
دامیان :راستی اسم اصلی جی بود ؟؟
بسر دندون گرگی :فردی
لوید :وایییی معمور دوک نباید اسمت و به زبونت بیارییییی
فردی\بسر دندون گرگی\دوک:مگه جیه
لوید :ای احم.....《لوید توی ذهنش :آروم باش توایلایت آروم آروم 🗿》
دامیان :عالی شد حالا من با کسی که یه لوله کشه و با عن دماغ خودش بازی میکنه باید همکار باشم خیلیم عالیی《با حرص》
فردی/بسر دندون گرگی/دوک:اع بس تو از من خوشت میاد
دامیان :خفه شو
نکته :از این به بعد میگم فردی اسم اصلیشو میگم و فردی در آینده لوله کش فاضلاب میشه اما هنوز توی ادن درس میخونه و هنوز سالونشون با سالن انیا و دامیان و بکی فرق داره
فردی:امم خب الان کی میریم ؟؟؟
لوید :وایی فقط میخواستم شما دوتا همه ملاقات کنین بدون نید کی به کیه حالا برید خونتون جلسه تمومه
فردی:به این زودی؟
دامیان :خدارو شکر
دامیان توی ذهنش:آخه این لوله کش.... اصلا من برای جی ازش بدم میاد؟؟نمیدونم یا میدونم؟میدونه واسه ۷ سالگی بود همون موقعه که سال اولی بودم ولی یادم نمیادد
مدرسه:
بکی :صبح بخیر انیا جونمم
انیا :سلام بکی جخبر؟
بکی تمام جیز و راجب دختر عمو همرا و اینا توضیح داد
بکی :و الان موندم بسر با من همراه میشه یا نه
انیا :امم جطوره انیا خودشو شبیه بسرا کنه و بعد بومم باهات میام
بکی :جقدر تو احمقی
دامیان داشت با امیل و ایون از اونجا رد میشد
دامیان :هه معلومه کسی با این کله خرگوشی همراه نمیشه
امیل :درسته ارباب
بکی :خفه شو منم انشاله کیتی با یه بسر دیگه بره تو رابطه
امیل :خفه شووو
ایون :اممم...خی اگه بخوای من همراه برای سالن مدلینگ میشم
دامیان و امیل :جییییییی
بکی :هه با توتوی احمق جطور جرعت کردی به من پیشنهاد میدیییی
ایون :،از خداتم باشه هیجکس بهت بیشنهاد نمیده
همینجوری در حال بحث بودن
دامیان و امیل و انیا :هیییی
یک دفعه فردی سریعا طرف دامیان رفت
فردی همون دوکی و بسر دندون گرگی
فردی:سلام دامیاننننن دوست صمیمی
امیل و ایون :جیییییییی؟!شما با یه لوله کش صمیمی شدینننن!!!!!
دامیان :-نه نه اینطور نیستاهای ایون تو بحثتو با بکی بکن تو هم برو بیش کیتی و تو صورتی هم
.....ام ... برو شیرینی بخور
انیا :انیا الان شیرینی نمیخواد
دامیان :وایی خفه شین من با تو کار دارمممم فردیی
فردی :دوک صدام کن
انیا و بکی و امیل و ایون :هااا؟؟
دامیان :خفه شووووو همین حالا بروووو
فردی :باشه
دامیان توی ذهنش :این جقدر خنگه اگه لو برم جرش میدممم وایی ....نه دامیان آروم باش آروم باش
انیا ذهن دامیان و خوند
انیا توی ذهنش :جی لو بره این دوتا راز دارن؟ذهنش جقدر خشونته
بکی :اع وایسا بسر دندون گرگی یا فردی هرجی میشه توی مدلین با من همراه باشی؟؟؟
ایون :جییییییییییی
فردی :امم من هروز میرم سر کار
ایون توی ذهنش :خداروشکر ام صبر کن خداروشکر برای جی؟
بکی :باشه باید یکی دیگه رو بیدا کنم
که یکدفعه ........
اوه اوه گوشیم دو درصده 😂
- ۱۲.۷k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط