بهترین شب خوشی

بهترین شب خوشی

پارت دوم
فردای آن روز ...

+:سریع آماده شدن رفتم پایین دیدم وایساده دم در خیلی قلبم تند میزد.

_:اههه خیل خوشگل شده بود .... قلبم خیل تند میزدددد.

+:سلام .

_:او سلام


+:یه سرفه کردم ...... گفتم بیا قدم بزنیم بیشتر همو بشناسیم
...
_: اوکی ‌... بریم

+:ازهم سوالات مختلف پرسیدم خیلی همو شناختیم بعد وایساد پشت یه درخت....
_:گفت اجازه هست یه کاری کنم.....

+: با سر تکون دادن تایید کردم ...

_:سرمو نزدیک لبش بردم یه بوسه کوچیک رو لبش زدم

+:شوکه شده بودم ...
_:اههه ببخشیدا دیگه دوست دخترمی باید عادت کنی

+:اممم....( سرخ شده بود )

دوباره هموناجا یه بوسه ۲ دیقه ای رفتیم
_:دیگه مال خودمی .....(منحرف خودتی😊)

+:دور از چشم خانواده هامون همو دیدم رفت و آمد کردیم بعد دوروز یه چیزی حس کردم......




........ و خماری تا پارت بعد بدرود😂
دیدگاه ها (۰)

بهترین شب خوشیپارت سوم+:یه چیزی حس کرده بودم من خیلی حساس بو...

بهترین شب خوشیپارت چهارم+:اوکی ...._:ببین اصلا استرس نداشته ...

بهترین شب خوشی پارت اول _:داشتم توی خیابون های سئول میگشتم ک...

فیک بهترین شب خوشی.. نقش های اصلی :ا/ت وجونگ کوک+یعنی ا/ت_:ی...

رمان~Goddess ~پارت۱۱

عشق یا نفرت پارت (۱)

☕ قهوه تلخ☕️پارت سی چهارم( خواندن بدون لایک برای تمام پارت ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط